.........کوچولوی عزیز

نظرات (1)

از طرف همسرت
9 اردیبهشت 91 13:05
از زندگی از این همه تکرار خسته ام از های و هوی کوچه و بازار خسته ام دلگیرم از ستاره و آزرده ام ز ماه امشب دگر ز هر که و هر کار خسته ام دل خسته سوی خانه ، تن خسته می کشم آوخ ... کزین حصار دل آزار خسته ام بیزارم از خموشی تقویم روی میز وز دنگ دنگ ساعت دیوار خسته ام از او که گفت یار تو هستم ولی نبود تنها و دل گرفته و بیزار و بی امید از حال من مپرس که بسیار خسته ام... انشالله این بار خدا به ما فرزند دهد تا اندوه را فراموش کنیم و به جای خواهش های مدام از خدا دایم شکرش کنیم